من خودم از جمله کسانی هستم که بسیار به شاملو علاقه دارم. اما متاسفانه بدلیل اینکه برخی از دوستان سعی دارند از شاملو چهره ای فرا انسانی بسازند تا به قول خودشان دین خود را به او ادا کنند قصد دارم از این به بعد گهگاه برخی از اشعار او را با نگاهی دیگر گون بازبینی کنم. چراکه معتقد هستم بت ساختن از شاملو که به وضوح به روان رنجوری مبتلا است و تمام قدرت خلاقیت اش به بازنمایی و تغییر شکل دادن خواسته ها و تکانه های فروخورده کودکی مربوط است، تنها عاملی است که برداشت های ما را از اشعار او به خواست قدرت نزدیک تر می کند و این در حالی است که همگان از این مساله غافل می مانند که تنها چیزی که در طول تاریخ همواره سرکوب شده نه مبارزه های سیاسی و یا اعتراض ها که خواسته های جنسی بوده است.
"رولان بارت" در کتاب لذت متن خود به نکته ی جالب توجه ای اشاره می کند. او در این کتاب می گوید:«پیوستن به فرهنگ و مقابله با آن هردو عاملی است که وجود فرهنگ و ابزار های قدرت آن را مورد تایید قرار می دهند.» و این گفته به وضوح صحیح است چرا که تا زمانی که با چیزی مبارزه می کنیم، حضورش را به صورت پیش فرض قبول کرده ایم. به قول نیچه تنها راه نجات از قدرت فرهنگ همانا پاپس کشیدن از آن است.
آنهایی که به طور مداوم سعی می کنند اشعار شاملو را اشعار زندگی و اشعار سیاسی و مبارزانه ارزیابی کنند بسیار غافل هستند از اینکه شاملو در تمام اشعارش تنها در برابر پدر که سهم او را از مادر غصب کرده است زبان به اعتراض می گشاید. مادری که در تمام دوره زندگی شاملو خود را با قدرت به صورت زن آرمانی ذهنی او یادآوری می کند و او را از کام گیری ها از دیگر زنان محروم می کند. گهگاه هم که اشعاری به ظاهر سیاسی از شاملو مشاهده می کنیم، تصعید یافته پرخاشگری او نسبت به پدر است.
از این پس قصد دارم با واکاوی برخی از اشعار او امیال فروخفته ناخودآگاه او را در اشعارش رد یابی کنم تا به این طریق بتوانم برای ادعای خود مبنی بر اینکه شاملو پسری است، بازگو کننده تروماها و امیال فروخفته ما دلایل روشنی بدست آورم. پسری که با هرچه پدر را برای او بازنمایی کند مبارزه می کند. و مخصوصا حکومت که پدری فرافکنی شده برای همه به حساب می آید.
اما نکته ای که بازگویی اش ضروری به نظر می رسد آنستکه پذیرفتن چهره جدیدی که من قصد دارم از شاملو بازسازی کنم، چهره ای که نه تنها عیبی برای او به حساب نمی آید بلکه عاملی است که می توان بواسطه آن از میان شکاف های ایدئولوژیک در سرخوشی های شاملو شریک شد آنست که دوستان از مقاومت های بیهوده و پیش فرض قرار دادن ذهنیت خود نسبت به او پرهیز کنند و با دیدی منطقی به بحث هایم بنگرند. چه در این صورت است که از هر نظر منطقی که دراین زمینه داده شود استقبال می کنم و حاضرم پاسخگوی ابهامات پیش آمده باشم.
