بنده طلعت آن باش که آنی دارد
اما در این کلام بسیار نکته ها که نهفته است. راز این گل سرخ چیست که هم شاهد را به اشتباه، دچار خودشیفتگی کرده و هم بلبل را آواره خیابان شلوغ تخت طاووس.
چند روز پیش توی تاکسی کنار خانمی نشسته بودم. دستش از آستین مانتو بیرون زده بود و موهای بد تراشیده شده دستش حالم را بد می کرد. خودش را گوشه صندلی جمع کرده بود و مداوم در عذاب بود که مبادا برخوردی با من داشته باشد. اول فکر کردم شاید طرف در دوره گلاب گیری است. اما بعد نظرم عوض شد. زنک صدایش در آمد که آقا این همه جا اون طرفه چرا نمی ری اون طرف تر؟ منو می گی حاضر بودم به بکارت مادرم جسارت بشه؟! اما متهم به میل جنسی به اون زنک مو نتراشیده نشم.
بگذریم حتما شما هم تاکنون به علاقه شاهدان و ناشاهدان به داشتن عشق های بی غایت پی برده اید. (فکر نمی کنم برای برخی دوستان ضروری باشه یادی از توکتم عزیز بکنم). در این موارد حتما دقت کرده اید که مردهای سن بالا و متاهل اغلب گزینه های خوبی برای لاس زدن ها محسوب می شوند. البته نباید از نقش شفته برنج هایی که اغلب بدنبال زباله دانی شاهدان در پی محبت مادری نداشته شان هستند غافل ماند.
اما دلیلی که شاهدان را وا می دارد علیرغم تمایلات شدید به سرو قامتان همیشه تاریخ، خود را از آن محروم کنند چیست؟ چه چیزی باعث تابو شدن گل سرخ نزد آنان می شود؟ گل سرخی که به گفته میلان کوندرا مجرای عبور بشریت است و آنانی که تصور می کنند می توانند گل سرخ را پنهان کنند بسی در اشتباهند.
شاید بد نباشد در این زمینه اشاره ای به شعری از حافظ بکنم:
گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است
زیاد به ذهنتان فشار نیاورید. این مساله دلیل تاریخی ظریفی دارد. فرهنگ و ابزارش (مذهب) برای کنترل حس تاناتوس مرد ها مجبور است در حرکتی نمادین آنها را اخته کند. (ختنه کردن مردان از همین مساله نشات گرفته است). اما از آنجایی که همیشه مردانی هستند که احتمالا مادرانشان بکارت خود را از دست داده اند؟! فرهنگ را وا می دارد تا دست به دامن زنانی شود که خود آنان را به عنوان منابع انرژی روانی مردان طرد کرده است. اینجاست که با تابو کردن گل سرخ و گران سنگ جلوه دادن آن برای شاهدان، ضمن اخته کردن مردان، انتقامی دیگر از زنان می گیرد.
جطور؟ الان توضیح می دهم. شاهدی که از پس خواست پدر (قانون) حقوق اجتماعی اش را از دست داده، از پی توهمی که منجر به ارزشمند جلوه کردن گل سرخ می شود خود را از ارضای نیاز های جنسی نیز محروم می کند. و حافظ چه زیبا به این شاهدان خود فریفته هشدار می دهد که زمان لذت بردن را با موهوماتی از این دست خراب نکنند:
باغبانا ز خزان بی خبرت می بینم آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد
چقدر افسوس باید خورد برای شاهدانی که تمام شخصیت و آبروی خود را در حفظ پرده ای می دانند که امروزه ثابت شده تنها برای محافظت مهبل از آلودگی، آنهم برای دختران نابالغ ساخته شده است.
اینان حتی این را در نظر نمی گیرند که این توهم تنها به ضرر خودشان است. چرا که مردان را سرو همچون فواره ای دم دست است و خود ارضایی کاری بس آسان.
در پایان شاید بد نباشد به شعر اروتیکی از یدالله رویایی که در آن مردان سرافراز را در میان راه خودارضایی نمایان می کند اشاره کنم:
بوی آب در بستر تهی بی تابم می کند
ای تنهای برهنه و عریان
در کودکی خاک چه می گذرد؟
دیگه لازم نیست که اشاره کنم خاک زهدان مادر است؟
توضیحات: شاهد:زیباروی - ناشاهد:لابد زشتروی - گل سرخ: به جون خودم این یکی واضحه – سرو: همون یه وجبی که باعث می شه پسرها نمره پاسی نگیرند و دختر ها بعلت نداشتنش به راحتی و با کمی مذاکره با نمره هایی نزدیک 3 پاس بشن
